هر چهارشنبه، دوشیزهای معطر، یک اسکناس صد کرونی میدهد تا بگذارم با زندانی تنها بماند.
پنجشنبه هم، صد کرون بابت آبجو...
وقتی ساعت ملاقات تمام میشد، دوشیزهخانم که بر لباسهای فاخرش بوی زندانی را بههمراه داشت بیرون میآمد و زندانی هم با بوی عطر دوشیزهخانم بر لباس زندان به سلول باز میگشت.
برای من هم، بوی آبجو باقی میماند. زندگی چیزی نیست مگر تبادل بوها...
" ایتالو کالوینو"
طول عمر...
ما را در سایت طول عمر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 165